تک
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(~.) [ قس. تق ] (اِصت.) ۱- زدن دست بر کنار تخته نرد که کعبتین درست بنشیند. ۲- هر قسم زدن (عموماً).
(تُ) (اِ.) ۱- منقار مرغ، نوک پرنده. ۲- تیزی سر چیزی مانند نوک سوزن و خنجر.
(~.) (اِ.) ۱- گیاهی است که در گندم زار روید و آن سخت تر از گیاه گندم باشد. ۲- گیاهی است که در میان آب روید و در مصر از آن کاغذ میساختند، حفأه.