تی تی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تی تی . [ ت َ ت َ ] (اِ صوت ) لفظی است که مطربان هنگام رقص گویند چنانکه رقاصان هند تاتاتهیئی گویند. (غیاث اللغات ) (آنندراج ).
تی تی . (اِ) آنچه از خمیر نان بصورت مرغان و جانوران دیگر جهت تسلی طفلان سازند و پزند و بدیشان دهند. (برهان ) (از ناظم الاطباء) (از فرهنگ جهانگیری ) (از فرهنگ رشیدی ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ). آنچه از آرد به صورت مرغان و دیگر جانوران سازند و پزند بازیچه و خوردن کودکان را. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : فخر رازی آرد را لیتی کند از برای طفلکان تی تی کند. مولوی (از فرهنگ رشیدی ). ◄ زبان کودکانه . سخن گویی همچون کودکان . (فرهنگ فارسی معین ). الفاظ گنگ کودکان که تازه زبان به سخن بازکنند و اطرافیان آنها را تکرار کنند برای نوازش و تشویق آنان به سخن گویی : ور نباشد گوش تی تی می کند خویشتن را گنگ گیتی می کند. مولوی (مثنوی چ خاور ص ٣٤). بهر طفلی نو، پدر تی تی کند گرچه عقلش هندسه گیتی کند. مولوی (مثنوی ایضاً ص ١٢٩). ◄ کلمه ای باشد که مرغان را بدان طلبند. (برهان ) (از فرهنگ رشیدی ) (از فرهنگ جهانگیری ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء). توتو، که مرغان را بدان طلبند دانه چیدن را. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). طلب کردن مرغ بچگان را برای دانه . (غیاث اللغات ). ◄ در زبانی «؟» از حروف انکار است چنانکه در فارسی نی نی . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). ◄ زنان پادشاهان گیلان را گویند. (برهان ) (از فرهنگ جهانگیری ). لقب زنان پادشاهان گیلان . (فرهنگ رشیدی ) (از ناظم الاطباء).
تی تی . (ق ) (عامیانه ) بزودی و شتابان . (ناظم الاطباء).