تیر گردون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیر گردون . [ رِ گ َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب است . (برهان ). خورشید. (ناظم الاطباء). ◄ کنایه از آفت و حوادث آسمانی نیز باشد. (برهان ) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ). ◄ بعضی گویند عطارد است . (برهان ). عطارد. (ناظم الاطباء). ستاره ٔ تیر. دبیرفلک : تیر گردون همه انواع فضائل دارد لیک در ملک طرب کامروا ناهید است . ابن یمین . رجوع به تیر (عطارد) شود.