تیراه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیراه . (اِ) پرنده ٔ سبزرنگ که پر آن را در زردوزی بکار برند و آن را سبزک گویند. (ناظم الاطباء) : بی خبر هست ز تیر آهم گر بود دلبر من تیرآهی . عبدالغنی (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیراه . (اِ) پرنده ٔ سبزرنگ که پر آن را در زردوزی بکار برند و آن را سبزک گویند. (ناظم الاطباء) : بی خبر هست ز تیر آهم گر بود دلبر من تیرآهی . عبدالغنی (از آنندراج ).