تیرباران گرفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیرباران گرفتن . [ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) تیرباران کردن . گرفتن بارانی از تیر بر روی کس یا کسانی : کمانش کمین سواران گرفت بر آن نامور تیرباران گرفت . فردوسی . به سهراب بر تیرباران گرفت چپ و راست جنگ سواران گرفت . فردوسی . ابر زنگله تیرباران گرفت به هر سو کمین سواران گرفت . فردوسی . رجوع به تیرباران کردن و تیرباران و دیگر ترکیبهای تیر شود.