تیربند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیربند. [ ب َ ] (اِ مرکب ) کمری که از چند رشته پشم شتر بافته ساخته باشند و آن را شاطران در بالای قنطوره بر میان بندند و بر یک سر آن زهگیر و خلالدان و امثال آن آویزند و زنگها را بدان بند کنند.(برهان ) (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جهانگیری ) (از فرهنگ رشیدی ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ) : بر تیربند پیک تو خورشید فی المثل زنگی است صدهزار زبانه در او ز زنگ . کاتبی (از فرهنگ جهانگیری ).