تیرخدای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیرخدای . [خ ُ ] (اِخ ) قلعه ٔ تیرخدای، این قلعه به خیره است و قلعه ای است سخت عظیم بر کوهی بغایت بلندی و از بهر آن این را تیرخدای خوانند، و بر آن جنگ نیست و هوای آن سردسیر است و آب از مصنعهاست . (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص ١٥٩). رجوع به نزهةالقلوب ج ٣ ص ١١٦ و ١٣٣ شود.