تیره باطن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیره باطن . [ رَ / رِ طِ ] (ص مرکب ) بدخواه و گمراه . (ناظم الاطباء). بدسرشت . تیره دل . خلاف روشن ضمیر : ابر رحمت فیض ها در دامن تر می برد تیره باطن را نظر بر ظاهر حال است و بس . رضی دانش (از آنندراج ). رجوع به تیره و دیگر ترکیبهای آن شود.