تیرگان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیرگان . (اِ) نام روز سیزدهم است از تیرماه . گویند در این روز منوچهر با افراسیاب صلح کرد بشرط آنکه افراسیاب یک تیر پرتاب راه از ملک خود به منوچهر پس بدهد. حکما تیری ساختند از روی حکمت و در وقت طلوع آفتاب آرش آن تیر را بر کمان نهاده از جبال طبرستان به طرف مشرق انداخت بعد از تفحص بسیار روز سیزدهم در کنار آب آمویه یافتند. (برهان ). روز سیزدهم از تیرماه . گویند در این روز منوچهر با افراسیاب صلح کرد. (ناظم الاطباء). جشن روز تیر از ماه تیر. (فرهنگ رشیدی ) (از فرهنگ جهانگیری ) (از آنندراج ) (از انجمن آرا). از «تیر» + «گان » (پسوند نسبت ) جشنی است که در تیرروز (روز سیزدهم ) ازماه برپا می شد. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). رجوع به تیربه معنی روز و یشتها ج ١ ص ٣٣٤ و ٣٣٥ و خرده اوستا ص ٢٠٩ و التفهیم بیرونی ص ٢٥٤ و آثارالباقیه ص ٢٢٠ شود.
تیرگان . (اِخ ) دهی از دهستان لاین است که در بخش کلات شهرستان دره گز واقع است . و ٨٩٠ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩)