تیز بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
گزیدن نیش زدن، گاز زدن سوراخ کردن، سوزن زدن، برنده بودن، پاره کردن، بریدن تیز شدن، تیزتر شدن، باریک شدن، متقارب شدن [≠ تیزمزه بودن، تند بودن، تندوتیز بودن]
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
گزیدن نیش زدن، گاز زدن سوراخ کردن، سوزن زدن، برنده بودن، پاره کردن، بریدن تیز شدن، تیزتر شدن، باریک شدن، متقارب شدن [≠ تیزمزه بودن، تند بودن، تندوتیز بودن]