واژه جو

تیزآهنگ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تیزآهنگ . (ص مرکب ) پرصدا و بلندآهنگ که صدائی بلند و پرطنین دارد. خلاف پست آهنگ : مرغ تیزآهنگ لختی پر فشاند چون عمود زرفشان بنمود صبح . خاقانی . عندلیب از نوای تیزآهنگ گشته باریک چون بریشم چنگ . نظامی . سهم خدنگ تیزآهنگش خون از دیده ٔ مریخ روان ساخته . (حبیب السیر).

معنی تیزآهنگ | واژه جو