تیزابی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیزابی . (ص نسبی ) منسوب به تیزاب . تیزاب زده . ♦ سبزه ٔ تیزابی ؛ قسمی کشمش سبز. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). کشمش تیزابی . ♦ طلای تیزآبی ؛ طلای بی غش یا بسیار کم غش . ♦ کشمش تیزابی ؛ کشمشی که بطور مصنوعی و به کمک مواد شیمیائی آن را سبزرنگ سازند و از انواع سبزه ٔ نامرغوب است . ♦ نقره ٔ تیزآبی ؛ مانند طلای تیزآبی . نقره ٔ بی غش یا بسیار کم غش است .