واژه جو

تیزبال

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تیزبال . (ص مرکب ) معروف که به معنی تیزپر باشد. (آنندراج ). سریعالطیران و تندپر. (ناظم الاطباء). تیزپر. تیزپرواز : چو دوران درآمد شدن تیزبال شدن چون جنوب، آمدن چون شمال . نظامی .

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی تیزبال | واژه جو