تیزبین/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ص فا.) دقیق، کنجکاو.مترادفها و واژههای مرتبطتیزنظر، تیزنگر، دقیق، روشنبین، زیرک، کنجکاوعاقبتاندیش، عاقبتنگر، مالاندیشصائبنظر، باریکبینواژه قبلی: تیزابواژه بعدی: تیزتاو