تیزدو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیزدو. [ دَ / دُو ] (نف مرکب ) تیزتگ .تندرو: اضریج ؛ اسب نیکورو و تیزدو. (منتهی الارب ). هایل هیونی تیزدو، اندک خور و بسیاررو از آهوان برده گرو در پویه و در تاختن . معزی (از سندبادنامه ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیزدو. [ دَ / دُو ] (نف مرکب ) تیزتگ .تندرو: اضریج ؛ اسب نیکورو و تیزدو. (منتهی الارب ). هایل هیونی تیزدو، اندک خور و بسیاررو از آهوان برده گرو در پویه و در تاختن . معزی (از سندبادنامه ).