تیزدیدار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیزدیدار. (ص مرکب ) باریک بین . دقیق . در بیت زیر شعرشناس : گرچه در شعر تیزدیدار است از من افزون نباشدش دیدار. مسعودسعد.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیزدیدار. (ص مرکب ) باریک بین . دقیق . در بیت زیر شعرشناس : گرچه در شعر تیزدیدار است از من افزون نباشدش دیدار. مسعودسعد.