تیزکام/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومتیزکام . (ص مرکب ) آنکه بزودی حاصل کند مقصود کسی را. (از ناظم الاطباء).واژه قبلی: تیزکاریواژه بعدی: تیزکین