تیزگشت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیزگشت . [ گ َ ] (ص مرکب ) آنکه به زودی می گردد. (ناظم الاطباء). تندرونده . به شتاب گذرنده . تیزگرد : سرانجامش این گنبد تیزگشت ز دیوار گنبد درآرد بدشت . نظامی . که چون آتش روز روشن گذشت پر از دود شد گنبد تیزگشت . نظامی . پراندیشه از گنبد تیزگشت که فردا بسر بر چه خواهد گذشت . نظامی . رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.