تیزیاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیزیاب . [ تیزْ ] (نف مرکب ) که بسرعت درک کند. سریعالانتقال . اوذعی . المعی . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : ناوک وهم بر نشانه ٔ غیب خاطر تیزیاب من رانده ست . خاقانی (یادداشت ایضاً). ◄ که زود دریابد چیزی را. که زود بچیزی برسد و آن را بگیرد : ایام سست رأی و قدر بخت گیر شد اوهام کندپای و قضا تیزیاب شد. خاقانی (دیوان چ سجادی ص ١٥٦). رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.