تیزیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیزیدن . [ دَ ] (مص ) تیز زدن . (آنندراج ). رها کردن باد از دهان و یا از پائین . (ناظم الاطباء). تیز دادن . تیز رها کردن . گوزیدن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : بود جولاه شحنه ٔ لاهور که بتیزم به سبلت کرمش . حکیم شفائی (از آنندراج ). چو بر دامان نقاشی زنم چنگ بتیزم بربروت نقش ارژنگ . ملافوقی (ایضاً). نسیم گلشنش بر سبلت شیرازه تیزیده بلاگردان اهرستان شده باغات کومانش . ؟ (ایضاً). گریزید و تیزید و شد همچو باد پی شاخ در، گوش بر باد داد. ادیب پیشاوری (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به تیز شود.