تیفاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیفاق . [ تی / ت َ ] (ع اِ) مقابل و روبرو: تیفاق الکعبة؛ یعنی بیت المعمور که در آسمان است . مقابل و محاذی خانه ٔ کعبه است . (ازمنتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
تیفاق . (ع اِ) هنگام حدوث یا هنگام برآمدن . (از اقرب الموارد): اتیتک لتیفاق الامر؛ آمدم ترا وقت سازواری کار. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ): و لقیته لتیفاق الهلال ؛ ملاقات کردم او را هنگام برآمدن ماه . (ناظم الاطباء).