تیقن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ یَ قُّ) [ ع. ] (مص ل.) بی گمان شدن، یقین داشتن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ یَ قُّ) [ ع. ] (مص ل.) بی گمان شدن، یقین داشتن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیقن . [ ت َ ی َق ْ ق ُ ] (ع مص ) بی گمان شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). بی گمان دانستن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). علم و آگهی یافتن بر چیزی .(از اقرب الموارد). بایقین شدن . بی گمانی . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : با خود گفتم اگر بر دین اسلاف بی ایقان و تیقن ثبات کنم، همچون آن جادو باشم که بر آن نابکاری مواظبت می نماید. (کلیله و دمنه ).