تیماردار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیماردار. (نف مرکب ) پرستار. خادم . غمخوار. متعهد. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : همه پرگناهان که پیش تو اند نه تیماردار و نه خویش تو اند. فردوسی . ◄ مغموم . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): نبرده گزینان اسفندیار از آنجا برفتند تیماردار. دقیقی (از یادداشت ایضاً). رجوع به تیمار و دیگر ترکیبهای آن شود. ◄ ضابط ملک و دارای شغل و کار. (از ناظم الاطباء).