تینا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تینا. (اِخ ) فرضه است بر دریای شام . (منتهی الارب ). ◄ طورتَینا یا طورتِینا به مد و قصر، همان طورسینا است . (منتهی الارب ).
تینا. (اِ) عشق بازی و ناز و کرشمه . (ناظم الاطباء).
تینا. (هزوارش، اِ) به لغت زند و پازند گل را گویند و به عربی طین خوانند. (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). هزوارش تینا، پهلوی گیل، گل (خاک ). (حاشیه ٔ برهان چ معین ).