ثار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین[ ع. ] ۱- (مص ل.) کینه کشیدن. ۲- (اِ.) خون. ۳- کینه.مترادفها و واژههای مرتبطخون، دمکینهانتقام، خونخواهی، کینخواهی، کینهکشیواژه قبلی: ثادواژه بعدی: ثارالله