ثامر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ثامر. [ م ِ ] (ع ص، اِ) نعت فاعلی از ثَمر. ◄ غله ای است که آنرا لوبیا خوانند. آبی که آنرا در آن پخته باشند حیض و بول را براند. (برهان ). لوبیا. دجر. ◄ درختی که میوه ٔ او رسیده باشد. ◄ درخت میوه ناک . ◄ گل یا شکوفه ٔ حُماض که بفارسی ترشه است، و رنگ آن سرخ باشد.
ثامر. [ م ِ ] (اِخ ) نامی از نامهای مردان عرب از جمله پدر عبداﷲ رئیس ترسایان معاصر ذونواس صاحب الاخدود. (مجمل التواریخ و القصص ص ١٦٩).
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه