ثانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ثانی . (ع ص، اِ) نعت فاعلی از ثنی . ◄ دوم . دوّم . دویم . ◄ جفت . ◄ دوتاکننده . ◄ برگرداننده . ◄ پیچیده . ◄ اسم یکی از اقسام مروارید. ◄ هذا ثانی اثنین ؛ أی هو احد اثنین . همچنین است ثالث ثلاثة تا عشرة. ♦ فجر ثانی ؛ صبح دوم . و رجوع به فجر شود.
ثانی . (اِخ ) جان ممی . متوفی ٩٩٥ هَ . ق . او را دیوانی است بترکی .
ثانی . (اِخ ) تخلص شاه عباس ثانی صفوی در شعر و این رباعی ازوست : از هجر توام بدیده خون میگردد احوال دلم بی تو زبون میگردد ای دوست اگر ترا ببیند ثانی برگرد سرت ببین که چون میگردد. و رجوع به عباس ... شود.