ثبات فکری نداشتن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
تحت تأثیر قرار گرفتن، تغییر عقیده دادن، بیعزم بودن بازی درآوردن، احمقانه رفتار کردن، احمقانه بودن دمدمی بودن بایک غوره سردیش شدن… شوخی کردن، سربهسر گذاشتن [ظریف سخن گفتن] باچیزی لاس زدن، بازیچه عوض کردن، هرلحظه باچیزی مشغول بودن بهسرش زدن جایی بند نشدن، متغیر بودن