ثبور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ثبور. [ ث ُ ] (ع اِمص ) هلاکی . عذاب . ◄ زیان . خسران . ◄ بازداشتن . ◄ زیان کشیدن . ◄ هلاک گردیدن . ◄ هلاک گردانیدن . هلاک کردن کسی را. ◄ رسیدن سختی و بدی . ◄ واهلاکا گفتن . (غیاث ). ویل ! وای ! : بانگ میزد واثبورا واثبور همچو جان کافران در قعر گور. مولوی . آن چنان کاندر زمستان مردعور او همی لرزید و میگفت ای ثبور. مولوی . ◄ مولوی در شعر ذیل ترکیب نان ثبور را بمعنی حق ناشناس آورده است : از برای آب جو خصمش شدند آب کور و نان ثبور ایشان بدند. ◄ زفیر. زفره .