ثتم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ثتم . [ ث َ ] (ع مص ) انداختن زن بچه ٔ شکم خود را. ◄ تباه کردن . ◄ ثتم زن خرز خویش را؛ تباه کردن او مهره های خود را: ثتمت المراةُ خرزها؛ یعنی فاسد کرد زن مهره های خود را.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ثتم . [ ث َ ] (ع مص ) انداختن زن بچه ٔ شکم خود را. ◄ تباه کردن . ◄ ثتم زن خرز خویش را؛ تباه کردن او مهره های خود را: ثتمت المراةُ خرزها؛ یعنی فاسد کرد زن مهره های خود را.