ثجر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ثجر. [ ث َ ] (ع مص ) آمیختن ثفل خرما با چیز دیگر. ◄ خرما را به کنجاره ٔ غوره ٔ خرما آمیختن . و آن در حدیث است . ◄ روان کردن (آب و جز آن ).
ثجر. [ ث ُ ] (ع اِ) ج ِ ثجرة.
ثجر. [ ث َ ] (اِخ ) آبی است نزدیک نجران یا مابین وادی القری و شام . ◄ آبی است از بنی القین بن جسر در جوش . (معجم البلدان ).