ثدی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ثَ یاثِ یا ثَ دا) [ ع. ] (اِ.) پستان.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ثَ یاثِ یا ثَ دا) [ ع. ] (اِ.) پستان.
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
ثدی . [ ث َ دا ] (ع مص ) بزرگ پستان شدن . ◄ تر کردن . ◄ تر گردیدن .
ثدی . [ ث ُ دَی ْ ی َ ](اِخ ) بلفظ تصغیر. محلی است در نجد. و جمیل آن را در شعر خود آورده است و منزل او در شام بود و یاقوت گوید گمان میکنم ثدی هم در شام است . (مراصد الاطلاع ).
ثدی . [ ث ِ دی ی ] (ع اِ) ج ِ ثَدی .