ثغر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ثَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- دندانهای جلو. ۲- سوراخ. ۳- سرحد، مرز. ج. ثغور.مترادفها و واژههای مرتبطحد، سرحد، مرزدندان، دهان، دهنواژه قبلی: ثعلبواژه بعدی: ثغور