ثقبة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ثقبة. [ ث ُ ب َ ] (ع اِ) سوراخ کوچک . سولاخ . (زمخشری ) : دو دیده همچون ثقبه گشاده ام شب و روز ولیک بی خبر از آفتاب و از مهتاب . مسعود. ج، ثُقَب . و ثُقب . ◄ ثقبه ٔ اعور . (طب ). ◄ ثقبه ٔ اعور زبان . (طب ). ◄ ثقبه ٔ بیضی . (طب ). ◄ ثقبه ٔ جنینیه دهلیز قلب . (طب )، ثُقبه ای که کشف آن به بتال منسوب است و دو دهلیز قلب جنین را بیکدیگر مربوط میکند و هنگام تولد مسدود میشود. ◄ ثقبه ٔ منخرقه (طب ). ◄ ثقبه ٔ سهمی و حُلمه . ◄ ثقبه ٔ عصب باصره . ◄ ثقبه ٔ عنبیه ؛ سوراخی در وسط طبقه ٔ عنبیه بسیاهی چشم، مانند سوراخی که در عنب یعنی انگوراست گاه جدا کردن آن از چوب خوشه، و آن سوراخ را که ثقبه ٔ عنبیّه عبارت از آن است به فارسی مردمک و به هندی تل گویند بکسر تای فوقانی و آن منفذ نور بصر است . (غیاث اللغة). ◄ ثقبه ٔ عظم قمحدوه (طب ). ◄ ثقبه ٔ مدوره (طب ). ◄ ثقبه ٔ مسدوده یا ثقبه ٔ تحت زهار (طب )، ثقبه ٔ واقع در قسمت زیرین عظم خاصره که زهار آن را در قسمت قدامی محدود میکند. ◄ ثقبه ٔ مقدم زائده ٔ خارجی قمحدوه (طب ). ◄ ثقبه ٔ مؤخر زایده ٔ خارجی قمحدوه (طب ).
ثقبة. [ ث َ ق َ ب َ ] (اِخ ) کوهی است بین حراء و مکه و در زیر آن مزارع است . (مراصد الاطلاع ).