ثقوب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ثقوب . [ ث ُ ] (ع اِ) ج ِ ثَقب .
ثقوب . [ ث ُ ] (ع مص ) ثقابت . ثَقب . ◄ روشن شدن ستاره . ◄ افروخته شدن . ◄ دمیدن بوی . ◄ نافذ رای گردیدن . ◄ بسیارشیر شدن شتر. (تاج المصادر بیهقی ).
ثقوب . [ ث َ ] (ع اِ) آتش افروزینه . آتش گیره . هیمه ٔ خرد که به آن آتش برافروزند. ج، ثُقُب .