ثقوب
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(ثَ) [ ع. ] (ص.) هیمه خشک و کوچک که با آن آتش افروزند؛ آتشگیر.
(ثُ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- شعله ور شدن آتش، روشن شدن ستاره. ۲- نافذ رای گردیدن.
[ ع. ] (اِ.) جِ ثقب ؛ سوراخها.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(ثَ) [ ع. ] (ص.) هیمه خشک و کوچک که با آن آتش افروزند؛ آتشگیر.
(ثُ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- شعله ور شدن آتش، روشن شدن ستاره. ۲- نافذ رای گردیدن.
[ ع. ] (اِ.) جِ ثقب ؛ سوراخها.