ثل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ثل . [ ث َل ل ] (ع مص ) هلاک شدن . ◄ هلاک گردانیدن . ◄ سرگین انداختن ستور. ◄ خاک در چاه ریختن . ◄ ویران کردن : ثل التراب المجتمع؛ جنبانید آنرا یا طرفی از اطراف آنرا شکست و منهدم ساخت . ◄ تباه کردن نظام کار. (تاج المصادر بیهقی ). ◄ درم و زر ریختن در بوته . ◄ ثلل (در همه ٔ معانی ).