جاافتاده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اُ دِ) (ص مف.) آدم پخته و به کمال رسیده.مترادفها و واژههای مرتبطباوقار، بزرگسال، پیر، سالدیده، سالمند، سنگین، کهنسال، متین، مسن، معمرپخته، سردوگرمچشیده، کارکشته، کاملرسیدهواژه قبلی: جاآوردنواژه بعدی: جاانداختن