جابان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جابان . (اِخ ) نام ابومیمون . صحابی است . رجوع به ابومیمون شود.
جابان . (اِخ ) ناحیه ای است در یمن . (مراصدالاطلاع ).
جابان . (اِخ ) نام امیری است که پوراندخت پادشاه عجم وی را با سپاه عظیمی به جنگ ابوعبیده سردار سپاه عرب فرستاد و از عرب شکست خورده بگریخت و یکی از لشکریان که مطربن فضه نام داشت جابان را اسیر کرد اما او را نشناخت و جابان دوغلام و کنیزکی و هزار درم مطر را وعده کرده و امان یافت سپس یکی از مسلمانان جابان را شناخته دیگر بار وی را اسیر گردانید و نزد ابوعبیده آورده و کیفیت واقعه را بگفت ابوعبیده گفت چون مطر او را امان داده است دیگر متعرض وی نمیتوان شد. (حبیب السیر ج ١ ص ٤٥٧).
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه