جابلیق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جابلیق . [ ب ِ ] (اِ) کسی که تعبیر خواب کند. معبر : یکشبی در خواب دیدم آن پری کرده تعبیرش مرا یک جابلیق بعد از این بسیار درد و حسرتش میشوی با ذوق وصل او رفیق . ابوالمعانی (از شعوری ). ظاهراً محرف جاثلیق است و بدین معنی جز شعوری کسی آن را نقل نکرده است .