جابیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جابیة. [ ی َ ] (ع اِ) حوض کلان . ج، جوابی . (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء) (ترجمان القرآن جرجانی ) ◄ جماعت . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ قسمی از شهب و از ثوانی نجوم است . ◄ جای گرد آمدن آب . ج، جوابی . (منتهی الارب ). حوضی که جای گرد آمدن آب برای شتران است . یاقوت آرد: و اصله فی اللغة الحوض الذی یجبی فیه الماء للابل . قال الاعشی : کجابیة الشیخ العراقی تفهق ُ. (معجم البلدان ).
جابیه . (اِخ ) بکسر باء و تخفیف یاء قریه ای است از توابع جیدور از ناحیه ٔ جولان از اعمال دمشق نزدیک مرج الصفر جانب شمالی حوران . و قرب آن تلّی واقع است موسوم به تل ّ جابیه که مارهای خرد بسیار دارد و آن را ام الصویت نامند. چون آدمی را گزند صوتی کوچک برآرد و در حال بمیرد. (معجم البلدان ) (مراصد الاطلاع ).