جاخسوک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جاخسوک . (اِ) داس را گویند که با آن غله درو کنند. (برهان قاطع) (انجمن آرا). وبهندی درانتی وهنسیا نامند. (آنندراج ) : ای خواجه گر بزرگی اشغال نی ترا بردار جاخسوک و برو می دروحشیش . شهید (از انجمن آرا). به جاخسوک بزه کشتزار طاعت خویش بدست خویش درو کرده ام هزاران آه . حکیم ترتری (از انجمن آرا). رجوع به جاخشوک و جاغسوک شود.