جاده اما ز همه کس خالی است
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ریخته بر سر آوار آوار این منم مانده به زندان شب تیره که باز شب همه شب گوش بر زنگ کاروانستم. تجریش، آبان۱۳۳۷
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ریخته بر سر آوار آوار این منم مانده به زندان شب تیره که باز شب همه شب گوش بر زنگ کاروانستم. تجریش، آبان۱۳۳۷