جادوبند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جادوبند. [ ب َ ] (نف مرکب ) بندکننده ٔ جادوگر. آنکه جادوگر را افسون کند. آنکه جادو را از کار اندازد : دلفریبی بغمزه جادوبند گلرخی قامتش چو سرو بلند. نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جادوبند. [ ب َ ] (نف مرکب ) بندکننده ٔ جادوگر. آنکه جادوگر را افسون کند. آنکه جادو را از کار اندازد : دلفریبی بغمزه جادوبند گلرخی قامتش چو سرو بلند. نظامی .