جادوخیالی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جادوخیالی . [ خ َ ] (حامص مرکب ) خیال بافی . خیال پردازی در شعر و سخن : بر آنم که این پرده خالی کنم در این پرده جادوخیالی کنم . نظامی (از آنندراج ). رجوع به جادوخیال و جادو شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جادوخیالی . [ خ َ ] (حامص مرکب ) خیال بافی . خیال پردازی در شعر و سخن : بر آنم که این پرده خالی کنم در این پرده جادوخیالی کنم . نظامی (از آنندراج ). رجوع به جادوخیال و جادو شود.