جادوکش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جادوکش . [ ک ُ ] (نف مرکب ) کشنده ٔ جادو. کسی که جادو کشد. ج، جادوکشان . ◄ مراد از جماعتی است که از طرف اسکندر بر کشتن جماعت جادو مأمور بودند و بعضی گویند جماعت که بزور حکومت یا به اطماع ساحری را بر سحر کردن آرند. (آنندراج ) : به زنهار خویش استواریش داد ز جادوکُشان رستگاریش داد. نظامی (از آنندراج ).