جار کشیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کَ یا کِ دَ) (مص ل.) فریاد زدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کَ یا کِ دَ) (مص ل.) فریاد زدن.
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
جار کشیدن . [ ک َ / ک ِدَ ] (مص مرکب ) جار زدن . ندا کردن . بانگ کردن . آوازدادن مردم به امری . دردادن ندا. رجوع به جار شود.