جاری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جاری . (اِخ ) ابوعبداﷲ سعدبن نوفل جاری . از عمال و حکام عمر بود. (الانساب سمعانی ).
جاری . (اِخ ) دهی است به بحرین . ◄ کوهی است شرقی موصل .
جاری . (اِخ ) نام یکی از حکمای هند بود و او را درطب و نجوم تصانیفی است که هندیان به آنها عمل کنند و بسیاری از آنها به عربی ترجمه شده است . (عیون الانباء ج ٢ ص ٣٣). و رجوع به همان کتاب صفحه ٔ مذکور شود.