جازم شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جازم شدن . [ زِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) دل بر کاری نهادن . یکدل شدن بر کاری . قاطع بودن بر کاری . ♦ جازم شدن بر ؛ دل نهادن بر. یکدل شدن بر.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جازم شدن . [ زِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) دل بر کاری نهادن . یکدل شدن بر کاری . قاطع بودن بر کاری . ♦ جازم شدن بر ؛ دل نهادن بر. یکدل شدن بر.