جازمه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(زِ مِ) [ ع. جازمه ] (اِفا.) ۱- مونث جازم. ۲- حرفی که چون بر فعل درآید آخر آن را ساکن گرداند.واژه قبلی: جازمواژه بعدی: جاست